روز هفتم محرم :شهادت حضرت علي‌اصغر

روز هفتم محرم :شهادت حضرت علي‌اصغر

روز هفتم محرم :شهادت حضرت علی‌اصغر
martyrdom hazrat ali
علی اصغر طفلی شیرخواره بود؛ که نه آبی در خیمه‌ها بود تا وی را سیراب کنند ، و نه مادرش «رباب» شیری در سینه داشت که به وی دهد.
امام(ع) قنداقه‌ی علی اصغر را در دست گرفت و به سوی دشمن رفت؛ در مقابل لشکر یزید ایستاد و فرمود:«ای مردم! اگر به من رحم نمی‌کنید بر این طفل ترحم نمایید … »
تیراندازی از بنی‌اسد (که گفته شده است «حرملة بن کاهل لعنت الله» بود) تیری در کمان نهاد و گلوی طفل را نشانه گرفت. ناگاه دستان و سینه امام(ع) به خون رنگین شد… سر کوچک و گردن ظریف طفل شیرخواره از بدن جدا شده بود…
Seventh day of Muharram: Martyrdom of Hazrat Ali Asghar
Ali Asghar was an infant; There was no water in the tents to water him, and his mother Rabab had no milk in her breast to give him.
Imam (a.s.) took Ali Asghar’s kandaqah in his hand and went towards the enemy. He stood in front of Yazid’s army and said: “O people! If you don’t have mercy on me, have mercy on this child…”
Shooting from Bani Asad (who is said to be “Haramla bin Kahl cursed by God”) put an arrow in the bow and aimed at the child’s throat. Suddenly, the hands and chest of the Imam (a.s.) were stained with blood… the small head and delicate neck of the infant was separated from the body…

 

روز هفتم محرم شهادت حضرت علی‌اصغر

عکس مطلب روز هفتم محرم شهادت حضرت علی‌اصغر



"تبلیغات ویژه فان طب"
روز هفتم محرم شهادت حضرت علی‌اصغر,عکس روز هفتم محرم شهادت حضرت علی‌اصغر,سئو روز هفتم محرم شهادت حضرت علی‌اصغر,مقاله روز هفتم محرم شهادت حضرت علی‌اصغر,

توضیحات کامل مطلب روز هفتم محرم شهادت حضرت علی‌اصغر

روز هفتم محرم

در این روز عبدالله بن زیاد نامه‏اى به نزد عمربن سعد فرستاد و به او دستور داد تا با سپاهیان خود بین امام حسین و اصحابش و آب فرات فاصله ایجاد كرده و اجازه نوشیدن حتى قطره‏اى آب را به امام ندهد، همانگونه كه از دادن آب به عثمان بن عفان خوددارى شد!!(53)

عمربن سعد نیز فوراً عمر بن حجاج را با پانصد سوار در كنار شریعه فرات مستقر كرد و مانع دسترسى امام حسین و یارانش به آب شدند، و این رفتار غیر انسانى سه روز قبل از شهادت امام حسین علیه‏السلام صورت گرفت. در این هنگام مردى به نام عبدالله بن حصین ازدى كه از قبیله بجیله بود فریاد برداشت كه: اى حسین! این آب را دیگر بسان رنگ آسمانى نخواهى دید! به خدا سوگند كه قطره‏اى از آن را نخواهى آشامید تا از عطش جان دهى!

امام حسین علیه‏السلام فرمود: خدایا او را از تشنگى بكش و هرگز او را مشمول رحمت خود قرار مده!

حمید بن مسلم مى‏گوید: به خدا سوگند كه پس از این گفتگو به دیدار او رفتم در حالى كه بیمار بود، قسم به آن خدایى كه جز او پروردگارى نیست، دیدم كه عبدالله بن حصین آنقدر آب مى‏آشامید تا شكمش بالا مى‏آمد، و آن را بالا مى‏آورد! و باز فریاد مى‏زد: العطش! باز آب مى‏خورد تا شكمش آماس مى‏كرد ولى سیراب نمى‌شد! و چنین بود تا جان داد.(54)

شهادت حضرت علي‌اصغر

مرسوم است كه شب هفتم محرم، به در خانه «باب الحوائج كوچك كربلا» حضرت علي اصغر (ع) مي‌روند و روضه‌ي آن طفل شهيد را مي‌خوانند. شهيدي كه به ظاهر، كودك است ؛ ولي به واقع پير عشق است.

 حوريان، محو رخ مه‌پاره‌ات
 كعبه‌ي خيل ملك، گهواره‌ات

 گردش چشمان تو عشق‌آفرين
 رشته‌ي قنداقه‌ات حبل‌المتين

 زينت آغوش و دامان رباب
 آينه‌گردانِ رويت، آفتاب

 عالم و آدم همه محتاج تو
 بر سر دوش پدر معراج تو

 بسته بر هر تار موي تو نجات
 تشنه‌ي لب‌هاي تو آب حيات

 كودكي ، اما به معنا پير عشق
 روي دستان پدر ، تفسيرِ عشق

تلخ‌ترين لحظات تاريخ نزديك مي‌شد؛ تمامي ياران و اصحاب امام حسين(ع) به ميدان رفته و كشته شده بودند. در اردوگاه حق تنها دو مرد باقي مانده بود: اباعبدالله الحسين(ع) و امام سجاد(ع) كه آن روز به اراده الهي بيمار بود تا زنده بماند و رهبري امت را پس از امام حسين(ع) به دست بگيرد.

امام(ع) چون خويشتن را تنها و بي ياور ديد آخرين حجت را بر مردم تمام كرد و بانگ برآورد: «هل من ذاب يذب عن حرم رسول الله؟ هل من موحد يخاف الله فينا؟ هل من مغيث يرجو الله باغاثتنا؟ هل من معين يرجو ما عندالله في اعانتنا؟» يعني: «آيا مدافعی هست كه از حريم رسول خدا دفاع كند؟ آيا يكتاپرستي هست كه از خدا بترسد و ما را ياري دهد؟ آيا فريادرسي هست كه به خاطر خدا ما را ياري رساند؟ آيا كسي هست كه به خاطر روضه و رضوان الهي به نصرت ما بشتابد؟».

صداي اين كمك‏خواهي امام كه به خيمه‌ها رسيد و بانوان دريافتند كه حسين ديگر ياوري ندارد، صدايشان به شيون و گريه بلند شد. امام به سوي خيمه‌ها رفت، شايد كه بانوان با ديدن او اندكي آرام گيرند؛ كه ناگاه صداي فرزند شش ماهه‌اش «عبدالله بن الحسين» ـ كه به علي اصغر معروف بود ـ را شنيد كه از شدت تشنگي مي‌گريست.

علي اصغر طفلي شيرخواره بود؛ كه نه آبي در خيمه‌ها بود تا وي را سيراب كنند ، و نه مادرش «رباب» شيري در سينه داشت كه به وي دهد.

امام(ع) قنداقه‌ي علي اصغر را در دست گرفت و به سوي دشمن رفت؛ در مقابل لشكر يزيد ايستاد و فرمود:«اي مردم! اگر به من رحم نمي‌كنيد بر اين طفل ترحم نماييد … »

اما گويي كه بذر رحم بر دل سنگ آنان پاشیده نشده بود و تمامی رذالت دنيا در اعماق وجودشان ریشه دوانده بود ؛ زیرا به جاي آنکه فرزند رسول خدا (ص) را به مشتی آب میهمان کنند، تيراندازي از بني‌اسد (كه گفته شده است «حرملة بن كاهل لعنت الله» بود) تيري در كمان نهاد و گلوي طفل را نشانه گرفت. ناگاه دستان و سينه امام(ع) به خون رنگين شد… سر كوچك و گردن ظريف طفل شيرخواره از بدن جدا شده بود…

 آتش عشق تو در من شعله‌ور بود اي پدر
 پيش تير عشق تو ، قلبم سپر بود اي پدر

امام(ع) دستان خود را از خون علي اصغر پر كرد و به آسمان پاشيد و گفت: «هون علي ما نزل بي انه بعين الله» يعني: «تحمل اين مصيبت بر من آسان است چرا كه خداوند آن را مي‌بيند»… در همين حال، «حصين بن تميم» تير ديگري افكند كه بر لبان مبارك امام(ع) نشست و خون از دهان حضرت جاري شد. امام روي به آسمان كرد و اینگونه نیایش نمود: «خدايا! سوي تو شكايت مي‌كنم از آنچه با من و برادران و فرزندان و خويشانم مي‌كنند»…

اصغر كه به چهره ز عطش رنگ نداشت
 ياراي سخن با من دلتنگ نداشت

 يا رب! تو گواه باش، شش‌ماهه‌ي من
 شد كشته‌ي ظلم و با كسي جنگ نداشت

آنگاه از سپاه دشمن دور شد ؛ با شمشيرش قبر كوچكي كند‌؛ بدن علي اصغر را به خون او آغشته نمود ؛ بر او نماز گزارد و جنازه‌ي كوچك را دفن كرد…

شهادت علي اصغر (ع) از سخت‌ترين و جانگدازترين مصيبت‌ها در نزد ائمه بوده است… «مـنهال بن عمرو كوفي» گويد: در مدينه خدمت على بن الحسين(ع) رسيدم. امام پرسید: «حرمله چه شد؟» عـرض كردم: مـوقـعـى كه من از كوفه بيرون آمدم زنده بود. امام دست‏ها را به طرف آسمان بلند كرد و سه بار دعا کرد: «اللّهمّ أذقـه حرَّ الحديد، اللّهمّ أذقه حرّ الحديد، اللّهمّ أذقه حرّ النّار». يعني: «خدايا حرارت آهن را به او بچشان»…

همچنين «عقبة بن بشير اسدي» مي‌گويد امام باقر(ع) به من فرمود: «ما از شما بني‌اسد خوني طلب داريم!» و سپس داستان ذبح شدن علي اصغر را بر من خواند.

اين نمونه‌ها، نشان‏دهنده آن است كه اين داغ چگونه بر دل اهل‌بيت: مانده است…

و اين داغ بر دل ما نيز هست؛ و بر دل انسانيت نيز؛ تا زماني كه مهدي آل‌محمد (عج) قيام كند و انتقام از ظالمان بستاند…

 الا لعنة الله علی القوم الظالمين ؛ و سيعلم الذين ظلموا أي منقلب ينقلبون.

منابع : بیتوته , tebyan-zn , tebyan

برچسب و تگ های مطلب روز هفتم محرم شهادت حضرت علی‌اصغر:

روز هفتم محرم شهادت حضرت علی‌اصغر, روز هفتم محرم, شهادت حضرت علی‌اصغر, شهادت علی‌اصغر, اتفاقات روز هفتم محرم, درباره هفتم محرم, علی‌اصغر, درباره علی‌اصغر, شعر درباره علی‌اصغر,شهادت علی‌اصغر اتفاقات روز هفتم محرم درباره هفتم محرم, علی‌اصغر,درباره علی‌اصغر ,شعر درباره علی‌اصغر,روز هفتم محرم,شهادت حضرت علی‌اصغر ,روز هفتم محرم, شهادت حضرت علی‌اصغر, شهادت علی‌اصغر,روز هفتم محرم,محرم,امام حسین (ع),علی اصغر علیه السلام,

مطالب و محصولات مشابه

نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید ♥